برچسب:
نویسنده: مانی رضاپور
... سراب عشق ...
کاش تو را هرگز نمیدیدم...تا غمها نبودنت را برای ماندن در قلبم بهانه نمیکرد... ولی افسوس... کاش هیچگاه قلبم را به بودنت خواحال نمیکردم...که حال هیچ جوابی برای نبودنت ندارم تا خود را قانع سازم...کاش در تاریکی به دنبال نوری نبودم...تا گرفتاره سراب برق نگاه تو نمیشدم...[عشق] تنها واژه ای هست که تا به حال دلیل آفرینشش را نفهمیده ام ...آیا معنایش رسیدن به سراب است یا...نمیدانم...من با آگاه بودن به اینکه به تو نمیرسم با برق چشمانت تمام تارو پودم را سوزاندم...کاش هرگز نبودی...و این همه فراغ از درد و دوری نبود... زیرا که تو از اول هم نبودی...این فقط من بودم که در تاریکی در پی نوری بودم نه ت...اما افسوس که باز هم سراب بود و بس ... نوشته شده توسط : میتو اندرانیک [دلنوشته ه
برچسب:
نویسنده: مانی رضاپور